عید قربان مبارک


 

انسان موحد که به حکم وقوف درعرفات و مشعر، به مقام والای معرفت الله و خداشناسی کامل رسیده و تمام تمایلات نفسانی در نظرش خاک و سنگ آمده و غرق در دریای محبت خالق بی همتا و مهربان شده، طبیعی است که از کشتن و سربریدن هر موجودی که سر راه بر او گرفته و مانع رسیدن به قرب الهی ست، دریغ و مضایقه نخواهد داشت.اگر چه آن موجود فرزند عزیزو یا جان خود و خواهشهای درونش باشد.

 

اسامی دیگر عید قربان

نام دیگر عید قربان،عیداضحی و عیدخون است. روزاثبات عشق و تسلیم در برابر امر الهی، روز آزمایش و امتحان حضرت ابراهیم علیه السلام و حضرت اسماعیل علیه السلام که از آن سربلند بیرون آمدند. «فَلَمّا اَسْلَما وَتَلّهُ لِلجَبینِ وَنادَیناهُ اَنْ یا اِبراهیم، قد صدّقت الرّؤیا انّا کذلک نجزِی المحسنین؛…هان ای ابراهیم به خوبی انجام وظیفه کردی و ما نیکوکاران را این چنین پاداش خواهیم داد»

تاریخچه ی قربانی

چون شب هشتم ذی الحجه (یوم الترویه) فرا رسید، حضرت ابراهیم بعد از انجام وظائف عبادی، سر بر بالین استراحت نهاد و در خواب به او ندا شد:«ای خلیل گر تشنه ی وصال مائی برخیز و با کارد تیز فرزند دلبند خود را قربانی کن!»ابراهیم از هیبت این خطاب بیدار شده و با خود گفت آیا این امر رحمانی است یا وسوسه شیطان ی؟ شب عرفه نیز همان خواب را دید ودر شب نحر(عید قربان) نیز همین خواب را دید و یقین او زیاد شد و صبح روز عید قربان ابراهیم خلیل با همسرش هاجر وداع کرده و با اسماعیل از خانه به سوی منی روی نهادند. وقتی به منی رسیدند، جریان خواب خود را به فرزندش بازگو کرد و اسماعیل در واکنش به این سخن پدر چنین گفت: ای پدر بزرگوار من اگر هزار جان داشتم، همه را به فرمان الهی قربان می‌کردم و تسلیم امر الهی می‌شدم.
ابراهیم چون در منی به جمره اول رسید، شیطان آمد که او را تعرض کند، هفت سنگ به سوی او انداخت و در جمره دوم و سوم هم هفت سنگ پرتاب کرد. این رمی جمرات ثلث از جمله مناسک حج شد. پس هنگامی که پدر و پسر حکم خدا را گردن نهادند، ابراهیم پیشانی پسر را بر زمین نهاد و تیغ تیز بر حلق او گذارد اما ذره‌ای از پوست و گوشت و رگ او بریده نشد و سرانجام از طرف حق سبحانه و تعالی ندا آمد که عمل ابراهیم مقبول درگاه ما شد و آنرا پسندیدیم

  ۱۰ مهر ۱۳۹۳      موضوع: دسته‌بندی نشده     نویسنده: تصویر هزاره سوم     بدون دیدگاه